تبلیغات
پایگاه خبری گذار اسلام آباد - انسان دو زیست؛ انسان، ترسو و فرصت طلب است
 
پایگاه خبری گذار اسلام آباد
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : - -
نویسندگان
چهارشنبه 25 آذر 1394 :: نویسنده : - -


صدای آزادی :استادان حوزه ی سیاسی کمتر در فضاهای سیاسی ظاهر می شوند و علمشان حتی از دیوار کوتاه دانشگاه فاصله نمی گیرد. اما معدوند افراد فرهیخته ای که هم در سطح عالی تحصیلات آکادمیک باشند و هم خود را به لایه های گوناگون سیاست در اجتماع رسانده باشند. یکی از این چهره های ارزشمند، «دکتر قدرت احمدیان» است.


این استاد دانشگاه  متولد روستای «کندهر» از توابع شهرستان اسلام آباد غرب، فارغ التحصیل از دانشگاه تهران در سال 1380 و از فعالان و مؤثران در حوزه های اصلاح طلبی استان کرمانشاه است. این تحصیل کرده ی خوشنام علوم سیاسی هم اکنون در دانشگاه رازی به تدریس مشغول است. می گوید: «همیشه اعتقاد به شفاف بودن در سیاست داشته و دارم لذا هیچگاه خارج از تشکل های شناسنامه دار قانونی کار سیاسی نکردم. از این روی همیشه عضو تشکلهای چپ و اصلاح طلب بوده ام و خواهم بود.» گفتگوی پیش رو می تواند دکتر احمدیان را بیش از پیش به مخاطبان آگاه معرفی نماید؛

تحصیل کردگان حوزه های علوم سیاسی در کرمانشاه کم نیستند اما چرا این گروه ، کمتر در فضای سیاسی استان مؤثرند و یا به قولی تأثیر آن چنانی ندارند؟

 مصاحبه را با سوال خوبی شروع کردید. ببینید! تحصیل کردگان علوم سیاسی کمتر به کار سیاسی علاقمند هستند .علت را من در پر هزینه بودن کار سیاسی می دانم. بعضی ها نمی خواهند هزینه کنند. به عبارتی دیگر کار سیاسی به اندازه آنچه که هزینه می کنید سود آور نیست. کار سیاسی مستلزم فداکاری و عبور از بسیاری از مسائل شخصی است. این است که به نظر من کنشگر سیاسی انسان فداکاری است که برای تعالی جامعه و سیستم سیاسی خودش تلاش می کند و از خویشتن عبور می کند و به جامعه و رشد آن توجه دارد

آیا این نگرش ، خاص جغرافیای کرمانشاه است یا در سراسر کشور قابل تعمیم است ؟

عموماً اینطور است که گفتم. عمده ی دانشگاهیان ترجیح می دهند به کار علمی خود بپردازند و علم را برای علم می خواهند اما من معتقدم علم برای تعالی جامعه است. در استان ما اندکی مسأله پیچیده تر است. اینجا کار سیاسی سخت تر است. جامعه ما خیلی بیشتر از مثلا اصفهان، تبریز، مشهد یا تهران سیاسی تر است. اینجا زمینه ی کارهای اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی کمتر است لذا تنها راه برای حضور، سیاست است و این است که فعالیت در این حوزه بیشتر مورد توجه است و حساس تر است.

به نکته خوبی اشاره کردید . استان ما سیاسی است و البته در بین شهرهایش اسلام  آباد را سیاسی ترین شهر استان می دانند. چرا در هر دوره ای چه دولت راستی ها و چه دولت چپی ها مهره های سیاسی این شهرستان نقشی در خور در هرم قدرت استانی نداشته اند ؟

به هر میزان که جامعه ای سیاست زده تر باشد امکان برداشتن گام های منطقی و معقول کمتر است. اسلام آباد سر شار از استعدادهای سیاسی و مدیریتی است. اما این استعدادها عمدتا وارد حاشیه می شوند به تدریج محو می گردند. برای مثال دکتر صفری می توانست با پرهیز از پرداختن به مسائل حاشیه ای سرمایه مدیریتی بزرگی برای اسلام آباد و استان کرمانشاه و حتی کشور باشد. اما خواسته یا ناخواسته به جای ورود به متن سیاست ورزی و مدیریت کشور وارد حواشی شد. او می توانست امروز  وزیر برجسته ای در کشور باشد ولی نشد. یا دیگران….من فکر می کنم حاشیه رفتن و پرداختن به مسائل کم اهمیت و احساسی یک عامل مهم برای عدم موفقیت در کسب نقش های سیاسی و اجرایی است.

می شود کمی این بحث را بیشتر بشکافید؟ کدام حواشی دکتر صفری را گرفتار کرد؟

شاید مهمترین مسأله ورود به کارهای ژورنالیستی بود. آقای دکتر صفری یکی از با استعدادترین انسان های منطقه ما بوده و هستند اما از زمانی که به کارهای ژورنالیستی ورود پیدا کرد به نظرم وارد حاشیه شد و آن لحظه را لحظه ای خوب برای شهرم و استانم ارزیابی نمی کنم. ای کاش بجای پرداختن به کارهای ژورنالیستی توان فوق العاده خود را صرف امور اجرایی می کرد. امروز ما می توانستیم از ایشان چهره یک وزیر یا معاون رئیس جمهوری داشته باشیم. به جای مجادله با این و آن ایشان باید در کارهای بزرگ این کشور نقش می داشت.

بین گروههای اصلاح طلبِ عمدتا جوان اسلام آباد غربی، نوعی تشتت آرا وجود دارد. پیشنهادتان برای اجماع و همگرایی در بین این گروهها چیست؟

فکر می کنم مجموعه اصلاح طلبان اسلام آباد در عین اختلاف نظر بر سر بسیاری از مسائل اجماع و توافق دارند. این دوستان افرادی فرهیخته هستند که خودشان شیوه ای همگرایی را بلدند و نیازی به توصیه و پیشنهاد حقیر نیست. آنجا با وجود اختلاف بر سر فروع بر سر اصول اجماع و توافق کامل دارند.

با پوزش از حضورتان ! من با یک دکترای سیاسی مجرب همکلام هستم و متوقعم جواب ها مصداقی تر باشند. برخی از سیاسیون در این شهرستان انگار زندگی دوزیستی دارند. گاه راستی اند و گاه چپی. اینها چقدر توانسته اند معادلات بازی سیاسی را در این شهرستان به هم بزنند؟

توجه کنید که کنترل فضای سیاسی شهرستان دست کسی نیست. افراد ممکن است با توجه به شرایط عوض شوند. من اعتقاد دارم انسان فرهیخته و دلسوز جامعه و نظام نباید دوزیست باشد. انسان دوزیست در سیاست انسان فریبکاری است که هم مردم را گول می زند هم نظام جمهوری اسلامی  را. بسیاری از افراد تا به من می رسند به کاسه داغ تر از آش تبدیل شده و ما را هم از نظر اصلاح طلبی جا می گذارند…امافوری در جایی دیگر به ریش ما می خندند و خود را اصولگرای مطلق معرفی می کنند. این افراد نمی تواند نقطه اتکایی برای نظام باشند آنها هر آن آماده معامله اند. ممکن است حتی با دشمنان این نظام هم معامله کنند. من فکر می کنم نظام سیاسی ما باید به انسانهای شفاف که خود را اصلاح طلب یا اصولگرا معرفی می کنند و به قانون اساسی و مصالح کشور پایبند هستند باید بیشتر تکیه کند تا به آدم های دوزیست و حزب باد. این است که من اگر بخواهم بین یک دوزیست و یک اصولگرا یکی را انتخاب کنم قطعا انتخاب من فرد اصولگرا است. چون می دانم با کی طرفم.  انسان دوزیست انسانی ترسو و فرصت طلب است که فقط به دنبال موفقیت در تاکتیک هاست اما نمی داند که کلاه استراتژیک سرش می رود و در درازمدت بازنده مطلق است. ضمن آنکه آخرت خود را هم خراب می کند.چون با مردم یک رو و صادق نیست.

به اصولگرایان اشاره کردید. آیا این طیف در حوزه ی انتخابات اسلام آباد و دالاهو همچنان می توانند معادلات را بر هم بزنند؟

نمی دانم منظورتان از بهم زدن چیست. اما اگر مساله معرفی کاندیدا است امیدوارم اینطور باشد و آنها با معرفی یک اصولگرا واقعی رقابت کنند. تصور می کنم اصولگرایان باید به سمت آدم های دوزیست نروند چون این دوزیست ها به اصولگرایی آسیب می زنند و باعث کاهش وزن و اعتبار آنها میشود. اصولگرایی همانند کل کشور در اسلام آباد نیز ریشه ی تاریخی استواری دارد و نباید بازیچه افراد دو چهره شود. تأسف آنجاست که اصولگرایان به سمت دوزیست ها بروند. آنگونه که ممکن است بخشی از اصلاح طلبان اینگونه باشند.

اما معمولا در اسلام آباد خطوط سیاسی نقش تعیین کننده ای در انتخابات نداشته اند. کارنامه انتخابات در دوره های قبل همیشه این نکته را گوشزد کرده است . دو مولفه مهم ایل وتبار و چهره های کاریزماتیک در این ادواره بیش از هر مولفه دیگیری مهم بوده اند. شما چقدر با این فرضیه هم داستان هستید ؟

در اسلام آباد بعد از مجلس ششم تقریباً تمام انتخابات ها قومی بوده اند. علت این مسأله جو سیاسی کلی کشور بود. در شرایطی که جناح های سیاسی کشور امکان رقابت پیدا نکنند جای آنرا ایلات و اقوام پر می کنند. ما دو نوع رقابت داریم یکی رقابت سیاسی و دیگری رقابت قومی. اگر زمینه برای رقابت سیاسی فراهم شود رقابت قومی به حاشیه می رود. در غیاب رقابت سیاسی قطعا رقابت قومی می شود و این مسأله تهدیدی جدی علیه همبستگی و وحدت مردمانی است که سالهای متمادی در صلح و دوستی با هم زندگی کرده اند. این است که می گویم ما رقابت سیاسی نداشتیم هر چه بوده رقابت قومی بوده است. در صورت شکل گیری رقابت سیاسی بزرگان قومی ما تن به رقابت قومی و عشیره ای نخواهند داد. چون این مسأله تحت الشعاع رقابتهای سیاسی قرار می گیرد. بله در سه دور گذشته رقابت قومی بوده نه سیاسی. افرادی که رأی آورده اند محصول کشمکش میان دو قومیت مهم منطقه بوده اند نه رقابت مدنی و سالم میان جریانات سیاسی. جالب است بدانید تبدیل رقابت سیاسی به رقابت قومی هم باعث تشدید اختلافات محلی می شود و هم به زیان دو جریان اصیل اصولگرایی و اصلاح طلبی است.

آیا فکر نمی کنید در دور گذشته در حوزه اسلام آباد و دالاهو جریان صلاح طلبی در یک عقبگرد آشکار ، به جای حمایت از  نامزدهای سیاسی آتش «نگاههای قومی » را تیز تر کرد؟

بطور مطلق اینطور نیست. در انتخابات های گذشته اصلاح طلبان کاندیدا نداشته اند که از آنها حمایت کنند. بنابر این اصلاح طلبی به معنی نهاد و ساختار فکری تشکیلاتی در انتخابات اسلام آباد حضور نداشته است. ممکن است بعضی از افراد اصلاح طلب بنابر مصالح فردی از کسی حمایت کرده باشند ولی این حمایت سیستمی و نهادی نبوده است. این است که اصلاح طلبی و حتی اصولگرایی بعنوان دو جریان سیاسی عامل خاموش شدن آتش تند رقابت قومی هستند. امااگر فرصت حضور نیابند طبیعتاً آتش تند قوم گرایی انتخاباتی شعله ور می شود. آینده هم اینگونه است.

لطفا به این سوال با عینک تحلیلی پاسخ بفرمایید: چرا در دور قبل تعداد قابل توجهی از نمایندگان استانی از میان دادگاهها برخاستند و بر کرسی نمایندگی تکیه کردند؟

بخشی از این مسأله به فرهنگ عامه بر می گردد که نهاد قضا را نهاد قدرت می دانند و عامه از قدرت بیشتر تاثیر پذیر است. بخش دیگری از مسأله به جایگاه نهاد قضا ربط دارد که بیشترین ارتباط با مردم دارند و متاسفانه بواسطه انباشت مشکلات و افزایش دعاوی رجوع به دادگستری ها زیاد و نیاز به آنها بیشتر است. شاید علت سوم را عدم به میدان آمدن چهره های برجسته اجتماعی بدانیم که ورود به انتخابات را پر هزینه می دانند و انجام فعالیت حرفه ای خود را به کار سیاسی ترجیح می دهند. در شرایطی که انتخابات عرصه رقابت سیاسی نباشد و برای مردم انتخاب افراد از لحاظ سیاسی تفاوت چندانی نداشته باشد عموما انتخاب قضات به دلیل شرایط خاص شغلی اهمیت می یابد.

چهره اجتماعی مد نظر شما برای ورود به انتخابات چه ویژگی هایی می تواند داشته باشد ؟ البته در پاسخ، حوزه های اسلام آباد و کرمانشاه را مصداقی بحث بفرمایید

من نمی توانم وارد مصادیق شوم. اما می دانیم که کسانی هستند که با ورود به عرصه انتخابات فضا را عوض می کنند مثلا کسی مثل دکتر معصومی یا همانند ایشان با ورود به عرصه انتخابات فضا را برای بسیاری تنگ می کنند. استان ما مملو از بزرگانی است که هم از لحاظ علمی و تسلط بر موضوعات اجتماعی و هم از نظر ظرفیت رای آوری کم نظیرند ولی کمتر تن به ورود به عرصه انتخابات دارند. به نظر من شکل گیری فضای نامناسب که فرهیختگان ما را از حضور در انتخابات باز می دارد آسیب جدی به توسعه استان زده است. جالب است بدانیم که این مساله خاص کرمانشاه است. استان های دیگر کمتر اینگونه است و همه از ورود فرهیختگان استقبال می کنند و این باعث می شود تا در کادرسازی برای مدیریت کلان کشور هم موفق باشند اما ما آدم های درجه دوم و سوم به مجلس می فرستیم و بعد از یک دوره یا دو دوره کار در مجلس عملا بیکار می شوند .باید بزرگان را دعوت کرد و حمایت کرد تا سرمایه سیاسی برای استان ایجاد کنیم و بتوانیم در سطوح مدیریت ملی حرفی برای گفتن داشته باشیم.

حضور  آدم های درجه دوم و سوم در مجلس نشان از عدم کارایی مشارکت سیاسی و جناحی دارد. آیا عام جامعه به بلوغ  جناحی نرسیده اند یا در استانی مثل کرمانشاه، جناح ها دنبال سیاهی لشکر و تکبیرگو هستند؟

به نظر من علت این مسأله را باید در فضای کلی جامعه جستجو کرد. همه در شکل گیری چنین فضایی نقش دارند. اولا فضای استان ما بیش از حد نیاز جناحی شده است و جناح های سیاسی ضمن آنکه از هم فاصله نامعقول دارند آگاهانه از هم دور می شوند و یکدیگر را تحمل نمی کند. آنها بجای تقویت میل به وسط و بسط مدارا و تحمل سیاسی بیش از پیش از یکدیگر فاصله می گیرند. این فاصله گیری و عدم گفتگو و تحمل متقابل باعث بسط نفرت میان جناح ها نسبت به یکدیگر می شود و این امر مبارک و خوشایند نیست. در استان های دیگر این حد از فاصله گیری سیاسی میان جناح ها نیست. دوم اینکه نقش نهادهای سیاسی کشور برای شکل دادن به فضای مناسب سیاسی مهم است. این نهادها باید برای تقویت برادری و دوستی تلاش کنند نه اینکه به فاصله گذاری دامن بزنند.تمام نهادهای سیاسی از هر جریانی وظیفه دارند وحدت و برادری و مهربانی میان جناح ها را ذیل قانون اساسی و مصالح کلی نظام تقویت نمایند. در این شرایط زمینه برای نشاط سیاسی، رقابت سالم و توسعه پایدار استان فراهم می گردد.

در حوزه اسلام آباد غرب این بار ، بُرد با خطوط و جناح هاست یا بار دیگر همان ساز و کار قدیمی نامزدی  با به مجلس می فرستد؟

اسلام آباد برعکس تلقی رایج همیشه رویکرد های سیاسی بر جهت گیری های قومی غالب است. در هر موقع که زمینه وجود داشته است رقابت سیاسی برجستگی داشته است. این مسأله ناشی از آن است که اقوام شریف منطقه اساسا دارای دغدغه سیاسی نسبت به شهر و کشور خود هستند و همیشه ملاحظات ملی و سیاسی را بر ملاحظات قومی ترجیح داده اند. متأسفانه گاهی عملکرد نهادهای سیاسی باعث می شود که رقابت قومی جای رقابت سیاسی را بگیرد. همه این نهادها اعم از اجرایی و نظارت باید مواظب باشند که رقابت قومی شکل نگیرد. از این رو باید زمینه را برای افراد دارای دغدغه ی سیاسی و ملی فراهم کنند. در غیاب این دسته از افراد احتمال شکل گیری رقابت قومی وجود دارد. این موضوع به نظر من به نفع مصالح کلی نظام نبود و با دغدغه های رهبری معظم انقلاب تضاد دارد. فراموش نکنیم که رقابتهای قومی می تواند به وحدت و همبستگی ملی آسیب بزند و یکپارچگی شکل گرفته میان اقوام و مذاهب مختلف را تضعیف کند. یکی از دست آوردهای ارزشمند انقلاب اسلامی بسط اخوت و برادری میان اقوام و اقلیت ها است نباید به گونه عمل کنیم که این اخوت و برادری لطمه ببیند.

جناب دکتر اگر رقابت قومی هم نادیده گرفته شود، شور انتخاباتی و مشارکت مردمی به نحوی چشمگیر پایین خواهد آمد. پس به همین راحتی نمی توان ( نه در ارائه تئوری ها و نه در عمل ) رقابت های قومی را نادیده گرفت. این طور نیست؟

اتفاقاً شور انتخاباتی با شکل گیری رقابت سیاسی بوجود می آید. بزرگان قومی ما در همه حال حس مسئولیت  سیاسی دارند و مردم را همواره برای حضور در انتخابات تشویق می کنند. توجه داشته باشید که در بسیاری از شهرهای بزرگ و کوچک ایران اسلامی اساساً هویت قومی معنی ندارد ولی مشارکت سیاسی بسیار بالا است. با این وجود ما بعنوان نخبگان سیاسی حق نداریم با هویت قومی بازی کنیم و آنرا دست مایه ی پیشبرد منافع سیاسی خود کنیم. کسی که به رقابت قومی دامن می زند قطعا از برنامه و تفکر سیاسی تهی است و حرف ویژه ای برای گفتن ندارد. اقوام شریف ما مثل سیاسیا و خالدی  یا زنگنه و منصوری و کله پا و..  چه گناهی کرده اند که کاندیداهای محترم آنها را به جان هم می اندازند. آنها از گذشته های دور تا کنون با وحدت و همدلی با هم زندگی کرده اند ولی “شبه نخبگان سیاسی” ما باعث تشدید رقابت و نفرت میان آنها شده اند. این موضوع یعنیتوسل به رقابت قومی کارکرد کاندیدا های کوچکواری است که هیچ اندیشه ای غیر از رسیدن به صندلی سبز مجلس ندارند. اگر دغدغه ی مردم دارند بجای دامن زدن به نفرت قومی برنامه توسعه منطقه ای خود را ارائه دهند. راه های خروج شهرمان از این بن بست تاریخی توسعه نیافتگی را با مردم در میان بگذارند. این که قومیت و ایلی بودن را به میان رقابت سیاسی میآورند نشانه ی قدرت نیست بلکه حکایت از فقدان تفکر و برنامه سیاسی و اقتصادی دارد.

با بخشی از پاسخ تان که :«در بسیاری از شهرهای بزرگ و کوچک ایران اسلامی اساسا هویت قومی معنی ندارد» هم داستان نیستم و نمی پذیرم. چرا که واقعیت ، هیچگاه این گونه نبوده است. حتا اگر «قوم » کم رنگ باشد، المان های دیگری جایگزین شده اند تا به همگرایی منطقه ای برسند. اما سوال اینجاست: آیا خود شما هم اگر وارد این رقابت شوید، هیچ اهمیتی به قومیت نمی دهید؟

در خصوص بخش اول فرمایش شما باید بپذیریم که در شهرهای بسیار زیادی همگرایی هویتی داریم ولی رقابت سیاسی بسیار بالا است. در جوامعه توسعه یافته جهان اساساً هویت قومی وجود ندارد ولی مشارکت سیاسی بالا است. رقابت قومی مختص جوامع کمتر توسعه یافته است و دامن زدن به آن نوعی واپسگرایی سیاسی است. اما در خصوص بخش دوم پرسشتان باید عرض کنم که اساساً خود را یک فردی فراقومی معرفی می کنم و خود را متعلق به قومیت خاصی نمی دانم. برای تمام بزرگان قومی احترام قائلم و اعتقاد به اذیت و آزار آنها و وارد کردن آنها به کشمکش قومی ندارم. به نظرم درگیر کردن این بزرگان که سرمایه های ارزشمند اجتماعی ما و میراث دار تاریخ منطقه هستند به منازعات قومی و رقابت با هم ظلم به این انسانها نجیب و شریف است. لذا من خود را متعهد می دانم که حرمت همه آنها را بگیرم و ازسوء استفاده از احساسات انسانی و پاک آنها برای مقاصد شخصی بپرهیزم. تا کنون هم اینطور بوده ام و خواهم بود. من خود را یک” اسلام آبادی اصلاح طلب متعهد و مسئول” می دانم که باید به شهرم و کشورم و نظام اسلامی برآمده از خون شهدا و رشادت سرداران بزرگ این دیار ادای دین کنم و همیشه در سنگر دانشگاه در این مسیر با تمام توان کار کرده ام و شاهد ادعای من هم هزاران دانشجویی است که من تحویل جامعه داده ام و اکنون در سنگرهای مختلف مشغول خدمت صادقانه به نظام مقدس جمهوری اسلامی هستند. چنانچه در این مسیر به هر دلیلی موفق نشوم و امکان حضور برایم میسر نشود در سنگر دانشگاه با تمام توان همچون همیشه به کشور و نظام اسلامی خدمت خواهم کرد.

مشتاق شنیدن حرف های پایانی تان هستیم

در پایان ضمن سپاسگزاری از شما و نشریه فرهنگی صدای آزادی بویژه تشکر از جناب آهنگر نژاد که حقیقتا یکی از سرمایه بزرگ فرهنگی استان ما هستند و من هموار از اندیشه و قلم این انسان فرهیخته بهره ها برده ام؛ همین جا دست یاری به سمت تمام بزرگان قومی و فرهنگی و سیاسی از تمام اقوام و طوایف و تمام جریانات سیاسی دراز کرده و از آنها می خواهم با هم برای داشتن شهر و کشوری آباد بکوشیم .من هم تنها یک فرد کوچک در کنار همه شما هستم.

از اینکه وقت گرانبهایتان را در اختیار صدای آزادی گذاشتید، بسیار ممنویم

منبع: صدای آزادی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 9 تیر 1396 09:41 ب.ظ
Good day! Do you use Twitter? I'd like to follow you if that would be ok.

I'm undoubtedly enjoying your blog and look forward to new updates.
جمعه 25 فروردین 1396 09:58 ق.ظ
I'm very happy to uncover this website. I wanted to thank you
for your time for this fantastic read!! I definitely really liked every little bit of it and I have you saved as a favorite to check out new information on your site.
جمعه 11 فروردین 1396 06:23 ب.ظ
I think the admin of this web page is really working hard
in favor of his web page, because here every stuff is quality based information.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :